صفحه اصلي > زن و خانواده 


Share
کدخبر: ٨٨٣٨
تاريخ انتشار: ١٧:٠١ - 1395/11/25
تعالی و تهدید خانواده ایرانی
حفظ ارکان خانواده در نتیجه تامین نیاز های عاطفی است
عشق ورزی و مهرورزی از نیازهای مهم و اساسی هر انسانی است که به نوعی باعث تعالی او می شود. همه ما انسان ها دوست داریم که به ما عشق بورزند و ما نیز به دیگران عشق بورزیم.
حفظ ارکان خانواده در نتیجه تامین نیاز های عاطفی است

به گزارش آی سبک، یکی از چارچوب های مهمی که برای بقای آن و رشد افراد باید عشق ورزی در آن اتفاق بیفتد خانواده است. زن و شوهر با عشق ورزی درست و سالم به یکدیگر نه تنها زندگی مشترک خود را از هر گزندی حفظ می کنند و صمیمیت میان خود را بالا می برند همچنین باعث رشد روحی و روانی فرزندان خود نیز می شوند.

با سارا حیدری، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و درمانگر مسایل خانواده است که درباره عشق ورزی به عنوان عاملی برای تعالی خانواده ایرانی، به گفتگو پرداخته ایم که در ادامه می خوانیم:

عشق ورزی در خانواده چه معنا و مفهومی دارد؟ منظور از عشق ورزی در خانواده چیست؟
بسیاری از بزرگان علم روانشناسی نظریه های مختلفی در زمینه عشق ارائه داده اند، از جمله اشترنبرگ، ویلیام گلسر، ویرجینیا ستیر، مینوچین و … ؛ به طور کلی عشق یک حالت هیجانی نیرومند است که ( باتوجه به نظریه اشترنبرگ) دارای سه ویژگی اساسی صمیمیت، تعهد و تمایل است.

صمیمیت، جنبه عاطفی و هیجانی عشق است. یعنی احساس نزدیکی و میل به در میان گذاشتن خصوصی ترین احساس ها و افکار شخصی و سهیم کردن خود، فعالیت ها و دارایی هایمان با دیگری.

تعهد، جنبه شناختی عشق است که شامل ملزم دانستن خود برای پذیرش فردِ مقابل و تلاش برای حفظ و تداوم این رابطه به صورت هوشیارانه و ارادی است.

تمایل نیز میل و گرایش جنسی است که جنبه انگیزشی عشق را شامل می شود و رکن اساسی دیگری در این رابطه می باشد.

به چه میزان دوست داشتن لازمه یک زندگی مشترک و خانوادگی ایده آل است؟
یکی از نیازهای اساسی و پایه هر فردی ( با توجه به دیدگاه تئوری انتخاب ) در حقیقت همین نیاز به عشق و احساس تعلق است. همه ما انسان ها دوست داریم عشق بورزیم و مورد عشق ورزی و دوست داشته شدن دیگری قرار بگیریم. اگر عشق را بر سه پایه اصلی ذکر شده فرض کنیم، هر سه از ضروریات غیر قابل اجتناب یک رابطه سالم و خوشایند هستند، بنابراین حذف هر کدام از پایه ها باعث ایجاد نقص و تزلزل و ویرانی آن رابطه و در پی آن آسیب پذیر شدن کانون خانواده می شود.

محبت و دوست داشتن در رشد و تعالی خانواده چه نقشی دارد؟
همان طور که یک نیاز فیزیولوژیک ما، نیاز به خوردن غذا است، یک نیاز اساسی برای رشد روانی و بالندگی ما نیاز به عشق و عشق ورزی است. ممکن است هر غذایی جسم ما را سیر کند، اما این که چه می خوریم تا سلامت خود را حفظ کنیم و آسیب به بدن خود نرسانیم، خیلی اهمیت دارد. ارضا ی سالم نیاز عاطفی همسر و کودکان در خانواده مسلما باعث شادی، آرامش، سلامت روان و در نتیجه حفظ ارکان خانواده می شود.

از میان عشق ورزی کلامی و رفتاری، کدام یک در بقای زندگی مشترک و صمیمیت بین زوجین نقش پر رنگ تری دارد؟
نمی توانیم به هیچ نوع عشق ورزی، به تنهایی ارجحیت دهیم. با توجه به تیپ شخصیت افراد، سبک های فرزند پروری در خانواده، خلق و خوی فردی و طرحواره های شکل گرفته در وجود هر فرد، نیاز عاطفی وی به شکلی متفاوت از دیگری ارضا می شود.

با این حال حذف هر نوع عشق ورزی، چه کلامی، چه رفتاری آسیب های خاصی را در پی خواهد داشت. مانند اینکه با قیافه ای عبوس (که پیام زبان بدن، نارضایتی یا خشم را انتقال می دهد)، ابراز علاقه کلامی کنید، قطعا رضایت روانی برای شخص مقابل نخواهد داشت. یا تنها زبان بدن یا رفتار ظاهری نشان عشق و محبت داشته باشد ولی در کلام عشقی ارائه نشود، پیام عشق را به طور کامل انتقال نخواهد داد. یکی از صحابه پیامبر (ص) شخصی را نام برد و گفت:« من وی را دوست دارم.» حضرت فرمودند: « آیا به وی ابراز هم کرده ای؟». این پیام اهمیت ابراز کلامی در روابط را تاکید می کند.

بنابراین عشقی که ابراز نشود مانند هدیه ای است که خریده شده ولی هرگز تقدیم نشده است. گاهی بعضی افراد از شنیدن کلامی محبت آمیز چنان خشنود می شوند و به رضایت مندی می رسند که هدیه ای گران قیمت نمی تواند آن شادی را به ارمغان بیاورد و یا بالعکس.

بیشتر مردان همیشه از اظهار محبت های کلامی به ویژه نسبت به همسران خود طفره می روند و در این زمینه از ضعف برخوردارند. راهکارهای زیادی برای رفع این ضعف به آنها توصیه شده که چندان موثر نبودند. شما چه راه کار جدید و موثری را توصیه می کنید؟
مهم ترین مسئله ای که باید بدانیم این است که ایجاد تغییر در سبک تربیتی و نوع ارتباطات انسان ها، تقریبا کاری سخت و ناخوشایند است. لذا باید تلاش کنیم انسان ها را آنگونه که هستند بپذیریم و دوست داشته باشیم. اما راهکار مهم برای این افراد این است که در ابتدای راه لازم است، این نیاز را واقعی بدانند. خیلی از افراد با توجه به طرحواره های ذهنی شان، این نیاز را نه تنها واقعی نمی دانند بلکه نشانه ضعف خود یا دیگری می شمرند و از ابراز و بیان و حتی دریافت هرنوع مهرکلامی  ممانعت به عمل می آورند که این طرحواره، بازداری هیجانی نامیده می شود؛ پس شناخت خود و نیاز های اساسی ما اولین گام به سوی یافتن شیوه سالم و سازنده عشق ورزی است.

مسئله بعدی مهارت های کلامی و ارتباطی ضعیفِ بعضی از افراد است که مانع  از ابراز عشق ورزی به صورت سالم می شود. بنابراین تقویت مهارت ارتباط موثر که یکی از مهارت های دهگانه زندگی است، راهکار مفیدی است و مسئله دیگر اینکه خیلی از آقایان در بیان و اظهار کلامی نگران پذیرفته نشدن کامل و یا حتی طرد و واکنش منفی از جانب همسر هستند، که این خود نیز، نیاز به اصلاح نگرش های فردی دارد. نکته ظریف این است که تلاش کنند نوع برآورده شدن نیازهای همسرشان (پنج نیازاساسی ) را به خوبی بشناسند تا دراین مسیر بهتر حرکت کنند.

در حال حاضر  محبت در میان خانواده های ایرانی امروزی چه جایگاهی دارد و چه روندی را طی می کند؟ آیا عدم محبت و دوست داشتن در خانواده های ایرانی به حد بحران رسیده یا خیر؟
این سوال بیشتر بحث آمار را می طلبد و ما آمار دقیقی نداریم و نمی توانیم از روی حدس و گمان و یا تنها بر اساس پرونده های مورد مطالعه، نظر قطعی و کارشناسانه ای در این زمینه بدهیم. با این وجود چیزی که در ظاهر دیده می شود، حداقل عشق ورزی کلامی در بین زوجین نسبت به نسل های گذشته، می توان حتی گفت بیشتر شده ولی متاسفانه چون پایه های اصلی عشق به توازن در رابطه وجود ندارند وعشق ورزیدن ها سطحی و بدون بینش واقعی رخ می دهد، بنیان خانواده شکننده تر و آسیب پذیر تر شده است. در بین برخی از زوج ها دیده و یا شنیده می شود که از الفاظ نامناسب و توهین آمیزی برای بیان عشق استفاده می شود. مثلا در زمان دلدادگی از اصطلاحات رایجی مانند دیوونه و… استفاده می کنند و هنگام عصبانیت و خشم، از کلمات«آقای مهندس» و یا «خانم دکتر».

محبت و عشق ورزی در خانواده چه تاثیراتی بر روی حال و آینده فرزندان دارد؟
در حقیقت میل به تعلق و متصل شدن و مرتبط بودن، از ابتدای دوران کودکی در سطوح مختلف برای انسان ها وجود دارد و خود را نشان می دهد. کودک از زمانی که متولد می شود در طلب عشق و محبت به سمت والدین گرایش دارد. یک نظریه بزرگ روانشناسی به نام سبک های دلبستگی، معتقد است که ارتباط با جنس مقابل، متاثر از سبک های دلبستگی دوران کودکی مان می باشد که در ارتباط با والدین یا مراقبین اولیه شکل گرفته است. چگونگی دریافت محبت و عشق از سمت آنها، پایه ایجاد یا عدم امنیت روانی درونی سالم می باشد. چنانچه رفتار والدین از سه ویژگی پیش بینی پذیر بودن، در دسترس بودن ( هم به لحاظ فیزیکی و هم روانی) و پاسخ گوی مناسب  به نیاز های کودک بودن، برخوردار باشد، کودک تجربه های زیستی سالم تری را خواهد داشت و به همان نسبت امنیت درونی و روانی بیشتری را؛ بنابراین نوع و میزان عشق ورزی والدین به همدیگر در خانواده و هم چنین به کودکانشان در محیطی امن و آرام، بزرگترین و موثرترین عامل سلامت روان افراد خواهد بود.

منبع: شفقنا

برچسب ها:
خانواده, نیازهای عاطفی, عشق ورزی, محبت, زندگی مشترک,
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




پربيننده ترين ها