Share
کدخبر: ٩٣٨٠
تاريخ انتشار: ١٥:٥٧ - 1396/02/03
تحول خانواده در ایران
مدت ها است که گزارش هایی درباره الگوهای نامتعارف از زندگی خانوادگی از جمله ازدواج سپید منتشر شده است. این پدیده که با عنوان زوج زیستی (Cohabitation) از آن نام برده می شود اغلب در بین کسانی که قبلا ازدواج ناموفق یا طلاق را تجربه کرده اند شایع تر است.
تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟

به گزارش آی سبک، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، خانواده از ارزش و مقام بالایی برخوردار است. در اصول مختلف از جمله اصل دهم، تصریح شده: از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.

همچنین در بند یک اصل چهل و سوم تامین نیازهای اساسی شامل مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه از وظایف و مسئولیت های دولت اسلامی قلمداد شده است.

بنا بر دلایل و شواهد مستند روند تحول نهاد خانواده در ایران نه تنها چنین سمت و سوی مورد نظر تدوین کنندگان قانون اساسی را نداشته بلکه مدت ها است مسیری کاملا متفاوت را در پیش گرفته است. به برخی از این شواهد و قراین اشاره می شود.

کوچک شدن خانوارها
طی نزدیک به چهار دهه گذشته تعداد جمعیت خانوارهای ایرانی پس از یک دوره افزایش، روند کاهش را آغاز کرده است. در سال 1335 میانگین اعضای خانوارها 4.75 بود که پس از آن نیز به تدریج بر تعداد جمعیت خانواده ها افزوده شده و در سال 1370 به 5.17 نفر رسید. این روند به تدریج معکوس شد تا این که در سال 1390 میانگین تعداد اعضای خانواده ها در کل کشور به 3.6 نفر رسید. به علاوه شتاب کاهش میانگین تعداد جمعیت خانوارها در روستاها بیشتر از شهرها بود. در فاصله سال های 1375 تا 1390 از میانگین تعداد جمعیت خانواده شهری 1.1 نفر و از میانگین تعداد جمعیت خانواده روستایی 1.6 نفر کاسته شده است.

 
تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (1)

برخی از پیامدهای کاهش بُعد خانواده ایرانی عبارتند از: افزایش میانگین سنی افراد جامعه و سوق یافتن توزیع سنی جمعیت به سوی توزیع طبیعی در میان مدت و ثقل جمعیت میانسال و سالمند و در درازمدت؛ تقاضای زنان برای اشتغال و تحصیل و به طور کلی مشارکت اجتماعی بیشتر؛ گرایش به سوی کوچک تر کردن ابعاد خانواده یا ازدواج دیررس که می تواند به ناباروری های ناشی از افزایش سن نیز بینجامد. به علاوه هر چه تحصیلات بالاتر رود، احتمال ازدواج کاهش می یابد و یا به کنترل موالید منجر می شود.

ازدواج و طلاق
طی کمتر از سه دهه گذشته به تدریج از رشد موارد ازدواج ثبت شده کاسته شده است. در همین دوره شاخص های طلاق روند نامطلوبی داشته اند. در سال 1365 تعداد موارد وقوع طلاق در 1000 نفر جمعیت 10 سال و بالاتر در کل کشور 1.9 مورد گزارش شده است که در سال 1390 به 3.7 طلاق رسیده است.
 
بررسی رشد سالیانه طلاق نسبت به ازدواج در فاصله زمانی از سال 1365 تا 1390 نیز حاکی از شتاب بیشتر رشد طلاق است. شاخص نسبت طلاق به 100 ازدواج نیز در فاصله سال های 1365 تا 1390 روند رو به افزایشی داشته و از 10.3 طلاق به ازای هر 100 ازدواج در سال 1365 به 7.9 طلاق در سال 1375، 12.10 طلاق در سال 1385 و بالاخره به 13.3 طلاق در سال 1390 رسیده است. افزایش رشد طلاق با وجود آن که نمودی است از تداوم بحران در خانواده های ایرانی، در عین حال نشان می دهد زنان برخلاف گذشته حاضر نیستند به هر قیمت یک زندگی پرتلاطم را ادامه دهند.

روند صعودی طلاق در جوامع معاصر سبب شده تا اندیشمندان عصر حاضر را از این نظر «عصر طلاق» و «انقلاب طلاق» بنامند. بر اساس برخی برآوردها میزان طلاق در ایران در چهار دهه اخیر دو برابر شده است. تعداد موارد روزانه وقوع طلاق در سال 1375 معادل 106 مورد، در سال 1380 معادل 165، در سال 1385 معادل 270 و در سال 1392 حدود 412 مورد ثبت شده بوده است.
 
تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (1)

نکته حائز اهمیت آن است که روند تغییرات در ازدواج و طلاق تنها منحصر به تهران یا شهرهای بزرگ نیست و استان هایی مثل یزد که نهاد خانواده در آن از ثبات و استحکام بالایی برخوردار بود و یکی از پایین ترین نرخ های طلاق را در بین استان های کشور داشت نیز دچار دگرگونی های مورد اشاره شده است. برای مثال در حالی که میانگین شاخص نسبت طلاق به ازدواج در استان یزد در فاصله سال های 1386-1347 معادل 3.2 بوده، این شاخص در سال 1388 بیش از 8 درصد شده است.

بر اساس مطالعات انجام شده، عوامل موثر در طلاق عبارتند از: تغییر نگرش نسبت به ازدواج و طلاق، تغییر ساختار خانواده، بیکاری و بحران اقتصادی خانواده، تغییر نقش های جنسیتی، افزایش انتظارات، استقلال اقتصادی زنان، افزایش روابط جنسی خارج از خانواده، تغییر قوانین طلاق، کاهش فرزندآوری، عدم پرداخت نفقه، اعتیاد، خشونت های خانگی، و بیماری و اختلالات روانی، عدم انجام وظایف زناشویی، ظاهرا ده ها عامل دست به دست هم داده اند تا شرایط کنونی را رقم زنند. (جدول 1)

جدول (1) درصد طلاق به ازدواج در چهار دهه اخیر در ایران
تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (1)

سن ازدواج و تمایل به تجرد
میانگین سنی زنان و مردان به هنگام اولین ازدواج در ایران مثل سایر نقاط دنیا روند رو به افزایش داشته است. برای مثال میانگین سن ازدواج زنان در فاصله سال های 1355 تا 1390 در کل کشور از 19.7 سال به 23.4 سال رسیده است. به علاوه، نسبت تجرد در زنان در گروه سنی 24-20 سال از حدود 20 درصد در سال 1355 به حدود 50 درصد در سال 1385 افزایش یافته است.

اولین شواهد آغاز این روند و تمایل مردان و زنان جوان به تاخیر در ازدواج و میل آنها به تجرد مدت ها پیش از این گزارش شده بود. برای مثال در پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان که در دو مقطع 1379 و 1384 انجام شد نکات مهمی آشکار شد. در هر دو پژوهش نتیجه گرفته شد که مردم اهمیت زیادی برای خانواده قائل هستند: 93.5 درصد در سال 1384 که نسبت به سال 1379 (94.2 درصد) به میزانی هر چند جزیی از اهمیت خانواده کاسته شده بود اما در همین دو پیمایش از پاسخ دهندگان خواسته شده بود نظر خود را درت مورد جمله «لازم نیست آدم حتما ازدواج کند» بیان کنند. در هر دو موج، اکثریت افراد ازدواج را امری ضروری و لازم می دانستند، با این وجود در هر دو موج، نسبت افرادی که با جمله فوق موافق بودند نیز قابل توجه است. به خصوص که نسبت این افراد از 17 درصد در سال 1379 به حدود 20 درصد در سال 1384 افزایش یافت.
 
تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (1)

همچنین در هر دو موج، جوانان، اکثریت موافقین با این جمله را تشکیل می دادند و با کاهش سن، موافقت با جمله بالا بیشتر شده و مخالفت با آن کاهش یافته بود. یعنی این که گروه های سنی پایین تر، ضرورت کمتری برای ازدواج قایل بودند.

در طرح ملی «بررسی ویژگی های اجتماعی، اقتصادی خانوار» که توسط مرکز آمار ایران با همکاری مرکز تحقیقات علمی فرانسه در سال 1380 گردآوری شده، یافته ها نشان می داد که حدود 60 درصد جوانان معتقد بودند که موقعیت مناسب برای ازدواج پسران، بعد از اشتغال به کار است. سپس در مرتبه بعدی، 27.6 درصد «دارا بودن شرایط مالی مناسب» را به عنوان موقعیت ایده آل ازدواج برای پسران ذکر کرده بودند. به عبارتی پیش شرط ازدواج جوانان پسر، آمادگی اقتصادی و مالی آنها است. این در حالی بود که تنها یک درصد، سن تکلیف را به عنوان سن مناسب برای ازدواج بیان کرده بودند.

در خصوص موقعیت ایده آل برای ازدواج دختران نیز نتایج تحقیق فوق نشان می دهد 35 درصد جوانان «بعد از اتمام تحصیلات متوسطه» را به عنوان موقعیت ایده آل برای ازدواج دختران اعلام نموده اند و در مرتبه بعدی، 32.3 درصد معتقد بودند که موقعیت مناسب برای ازدواج دختران، «بعد از اتمام تحصیلات عالی و دانشگاهی» است. بدین ترتیب، درصد قابل توجهی، ادامه تحصیل دختران را در مقاطع دانشگاهی به ازدواج زودرس ترجیح می دادند.

این نکته در واقع نشان دهنده وقوع تغییر ارزشی در جامعه ایران در خصوص ارجحیت آموزش و تحصیلات بر ازدواج برای دختران و ظهور نقش های جدید اجتماعی برای آنهاست. بدین ترتیب آمار فعلی که نشان دهنده افزایش قابل توجهی در سن اولین ازدواج است، با توجه به نگرش جوانان مبنی بر به تعویق انداختن ازدواج پس از اتمام تحصیلات و اشتغال به کار، باید پس از این نیز به تدریج شاهد افزایش سن ازدواج در ایران باشیم.

خانوارهای تک سرپرست
در سال 1390 به طور کلی در ایران 1471868 خانوار تک سرپرست با فرزند یا فرزندان خانوار زندگی می کردند و مسئولیت تربیت و تامین نیازهای کودکان فقط بر عهده پدر یا مادر بود. اکثریت قریب به اتفاق (85.5 درصد) این خانواده ها، زن سرپرست هستند و مادر مسئولیت و مدیریت خانواده را عهده دار است. از تغییرات مهم دیگر در ساختار خانوارهای ایرانی، افزایش تعداد و نسبت خانوارهای تک نفری زنان است. در سال 1390 تعداد کل خانوارهای تک نفری برابر 1511911 مورد بود که 68.7 درصد آنان معادل 1038569 خانوار، یک زن، تنها عضو خانواده بوده است.
 
تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (1)


اکثریت زنان در خانوارهای مورد اشاره (71.14 درصد) 60 سال به بالا بوده و سالمند محسوب می شوند. به علاوه 0.5 درصد آنان معادل 5252 زن تک خانوار، کمتر از 20 سال داشته اند. طی سال های اخیر بر تعداد و نسبت خانوارهای زن سرپرست افزوده شده و از 7.1 درصد خانوارها در سال 1364 به حدود 12.1 درصد در سال 1390 رسیده است. در سال 1390 از مجموع 2548072 خانوار زن سرپرست، 0.35 درصد کمتر از 20 سال داشته اند. به علاوه 47.6 درصد نیز در سنین سالمندی بوده و در گروه سنی بیش از 60 سال قرار داشته اند. بیشترین نسبت زنان در گروه سنی 50 تا 59 سال بوده که 21.5 درصد را به خود اختصاص داده اند.

پس از انقلاب، فقر زنان سرپرست خانوار در سال 1370 به حداکثر خود رسید و پس از آن تا سال 1384 به آرامی کاهش یافته، اما در فاصله سال های 1384 تا 1388 مجددا افزایش یافته است. در مطالعات مشابه نیز نشان داده شده مشکل اصلی زنان سرپرست خانوار، فقر و کمبود درآمد است.

از خانوارهای کودک سرپرست تا کودکان بیوه

با وجود افزایش سن ازدواج، هنوز ازدواج در سنین کمتر از 18 سال نیز شیوع قابل توجهی دارد. در سال 1394، 37 هزار و 117 دختر کمتر از 15 سال ازدواج خود را به طور رسمی ثبت کرده اند. همچنین 196 هزار و 592 ازدواج دختر 15 تا 19 سال گزارش شده است. این ازدواج ها در سنین مدرسه انجام شده است. در سال 1393 به طور مشابه حدود 40 هزار و 400 ازدواج از دختران زیر 15 سال و حدود 314 هزار دختر بین 15 تا 19 سال به ثبت رسیده است. در ازدواج کودکان و نوجوانان، چالش های متعددی وجود دارد.
 
یکی از آنها فاصله سنی با همسران است. برای نمونه بر اساس اطلاعات موجود در سال 94 ازدواج دختری زیر 15 سال با مردی بالای هفتاد سال ثبت شده است و یا 7 مورد ازدواج دختران زیر 15 سال با مردان بالای 55 تا 64 سال به ثبت رسیده است. در سال 93 نیز 15 مرد بالای 60 سال با دخترکان 15 تا 19 سال ازدواج کرده اند.
 
 تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (2)

در چنین شرایطی اظهارات رئیس ستاد اقامه نماز نمودی از سیاست های پس از انقلاب با هدف تحکیم نهاد خانواده است: «در شرایط کنونی جامعه ازدواج های دانشجویی را قبول نداریم بلکه ازدواج ها باید از دوران دبیرستان شکل گیرد، چرا که سومین نیاز انسان پس از نیاز به اکسیژن و آب، داشتن همسر و همدم است.»

ازدواج دانش آموزان آسیب زاست. ترک تحصیل اولین و جدی ترین نتیجه ازدواج در سنین مدرسه است. «ایمنی مادران» از جمله عوامل مخالفت دولت ها با ازدواج کودکان است. وقتی ازدواج در سنین پایین صورت می گیرد به تبع آن و با توجه به فشارهای فرهنگی بر این کودکان، بارداری زودرس نیز اتفاق می افتد. تجربه بارداری در سنینی که هنوز بدن توانایی لازم را به دست نیاورده احتمال آسیب دیدگی و حتی مرگ مادران را همراه خواهد داشت. به علاوه کامل نشدن بلوغ عقلی و عاطفی در سنین پایین بستر خشونت خانگی را ایجاد می کند.

از دیگر عوارض ازدواج در سنین پایین پدیده کودکان بیوه است. در سال 1390 تعداد 544 کودک پسر 10 تا 14 ساله بیوه و 699 دختربچه مطلقه در همین گروه سنی وجود داشته اند. علاوه بر این، در گروه سنی 15 تا 19 سال نیز 886 پسربچه بیوه و 1452 دختربچه مطلقه سرشماری شده اند. جمعیت دختران بیوه و مطلقه در هر دو گروه سنی بیش از دو برابر پسران است.

الگوهای نامتعارف خانواده
مدت ها است که گزارش هایی درباره الگوهای نامتعارف از زندگی خانوادگی از جمله ازدواج سپید منتشر شده است. این پدیده که با عنوان زوج زیستی (Cohabitation) از آن نام برده می شود اغلب در بین کسانی که قبلا ازدواج ناموفق یا طلاق را تجربه کرده اند شایع تر است. اگرچه شواهدی در مورد وقوع این الگو در بین جوانان ایرانی نیز وجود دارد.

گسترش روابط جدید میان زنان و مردان ممکن است در اشکال و الگوهای مختلفی صورت گیرد که یکی از پیامدهای اصلی آن شکل گیری انواع جدید خانواده خواهد بود. ممکن است بخشی از این روابط به صورت روابطی زودگذر تحقق یابند اما تجربه کشورهای دیگر نشان داده که روابط زودگذر تنها یکی از الگوهای روابط جدید زن و مرد است و بسیاری از این روابط حالتی پایدار البته خارج از چارچوب ازدواج و خانواده متعارف دارند.

مطالعات صورت گرفته نشان دهنده شکل گیری چند نوع جدید خانواده مبتنی بر روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج است. نوع اول تحت عنوان خانواده های صمیمی یا پیوندهای توافقی است. در این نوع خانواده زن و مرد در یک خانواده با یکدیگر زندگی کرده اما نسبت به یکدیگر هیچ گونه تعهد قانونی در چارچوب ازدواج ندارند.
 
 تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (2)
 
نوع دیگر پیوندهای مبتنی بر دیدارهای منظم است. زوج هایی که با یکدیگر رابطه جنسی منظم داشته اما همخانه نیستند. نوع مهم دیگری که امروزه در بسیاری از کشورها به رسمیت شناخته شده، خانواده های تک والدی است. این خانواده ها نتیجه بارداری های ناخواسته ناشی از روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج است. انواع دیگری هم چون خانواده های مختلط، خانواده های ترکیبی و ... از جمله خانواده های جدیدی است که در جوامع دیگر در حال گسترش است و فعلا در ایران خبر کمتری از آنها است.

در نتیجه تحولاتی از جمله افزایش سن ازدواج، افزایش طلاق، شکاف نسلی، و همچنین افزایش ورود دختران در عرصه های دانشگاهی و محیط کار و سپس تسهیل روابط دختر و پسر و فرآیندهای جامعه پذیری جهانی روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران گسترش یافته است. روابطی که به تدریج افزایش یافته، متکثر و متنوع نیز شده اند؛ تنوعی از تغییرات که همخانگی نیز یکی از محصولات آن بوده است.

همخانگی، امروزه، هر چند در بسیاری از کشورها به الگویی رایج و ثابت در کنار الگوهای پیشین خانواده تبدیل شده است، اما در ایران، مثل مناطق دیگر جهان پذیرفته شده نیست. در این میان، پیدایش الگوهای همخانگی در کلانشهرها و بهره گیری سوژه ها از امکان گمنامی و پنهانکاری در شهرهای بزرگ، خود شاهدی بر نامتعارف بودن و مغایرت این الگوهای در حال رشد با فرهنگ عمومی جامعه است؛ الگوهایی که در صورت تداوم روند کنونی شاید سال ها بعد، الگوهای رایج و ثابتی در کنار خانواده های امروزی تصور شوند.

سیاست های توسعه اقتصادی و اجتماعی و تحولات دیگری چون گسترش حضور و نفوذ ماهواره و اینترنت و امکانات ارتباطی جدید در جامعه سبب شده اند که منابع جامعه پذیری، متکثر شوند و الگوهای رقیب الگوهای هنجاری و ارزش های سنتی شوند.

خشونت و قتل خانگی
شیوع خشونت شوهر نسبت به همسر شامل هر سه نوع خشونت جسمی، روانی و جنسی می شود، که در تنها مطالعه کشوری در مراکز 28 استان شیوع حداقل یک بار تجربه خشونت در طول عمر 66 درصد خانوارها گزارش شده است. با افزایش سن زنان بر شیوع خشونت نسبت به آنان افزوده می شود که بیانگر آن است که خشونت خانگی طولانی و تکرار شونده است. زنان خانه دار بیشتر از زنان شاغل در معرض خشونت قرار دارند.

پژوهش های موجود نشان می دهد وضعیت اقتصادی خانواده و اعتیاد از عوامل مهم و زمینه ساز خشونت خانگی هستند. از این گذشته برخی مواد قانونی نیز گاهی اعمال خشونت از سوی شوهران را مشروع دانسته و بخشی از قدرت اختیاری می دانند که قانون به وی داده است (مواد 1105 و 1120 قانون مدنی).
 
تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (2)

در ایران قتل زنان به ویژه قتل های خانوادگی سابقه دیرینه دارد. به طور متوسط نسبت قاتلین مرد به زن 3 تا 5 برابر بوده و میانگین سن زنان مقتول حدود 30 سال گزارش شده است. مطالعات نشان می دهند در مقتولان زن، اختلافات خانوادگی و پس از آن هدف تجاوز جنسی قرار گرفتن زنان نقش مهم و اصلی در وقوع قتل داشته است. بررسی قتل های صورت گرفته نشان می دهد در قتل های حاصل از اختلافات خانوادگی، مقتولان اکثرا زن بوده اند.

با توجه به وجود اقوام و فرهنگ های مختلف در ایران، گاه از نظر فرهنگی و مطابق با سنن و آداب و رسوم محلی، اجازه خشونت نسبت به زنان و در نتیجه همسرکشی به شوهران، پدر، برادران و سایر نزدیکان داده می شود. از این رو موارد قابل توجهی از قتل های ناموسی نیز هر ساله گزارش می شود. طی سال های 1376 تا 1380 بیش از 7000 قتل در ایران به وقوع پیوسته که 400 مورد آن قتل ناموسی بوده است.

در ایران، پدیده نسبتا جدید در قتل، افزایش سهم زنان در جمعیت افراد متهم به قتل است. پژوهش درباره زنان قاتل نشان داده عواملی همچون بی علاقگی به همسر، ازدواج های تحمیلی و زودرس و اختلاف سنی زیاد، ناآشنایی با مسائل قانونی، ناتوانی در امر طلاق، مقاومت خانواده ها در برابر خواست زنان برای طلاق، صرف زمان و هزینه زیاد در امر دادرسی، ناآشنایی با مراکز حمایتی دولتی و ترس از آبی آبرویی از عوامل مهم در پدیده شوهرکشی هستند. به طور کلی انگیزه های مهم قتل شوهر توسط زنان قاتل را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

- خلاصی از آزار و اذیت های همسر و احساس ناچاری و اجبار.
- اعمال خلاف همسر که زنان شاهد آن بوده اند و موجب ایجاد کینه و قتل شده.
- عدم موافقت همسران با طلاق زنان.

اینها و شواهد بسیار دیگر، نشانه دگرگونی و تغییراتی هستند که غیرقابل انکارند و ظاهرا در مورد اصل وجود آنها کمتر اختلاف نظر است. در عین حال در مورد جهت این تغییرات و ارزیابی آنها اختلاف نظرهای عمده و جدی وجود دارد. در مجموع سه برداشت در مواجهه با تغییرات خانواده در ایران را می توان برشمرد.
 
 تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (2)

1. تغییرات نامطلوب بوده و باعث فروپاشی نهاد خانواده می شود. پس باید کاری کرد و سد شکسته شده را بازسازی کرد تا راهی برای ممانعت از تداوم سیل تغییرات جست.

2. تغییرات الزامی و حتی مطلوب است. باید به استقبال تغییرات رفت و در برابر سیل خروشان سر خم کرد. این نگرانی از گذشته تا حال و در تمامی دوره ها وجود داشته و نسل های گذشته نیز تغییرات را با دیدی منفی نگریسته اند و پس از آن تسلیم ضرورت های زمانی نوسازی و بازسازی روابط شده اند.

3. نگرانی از اینکه خانواده دچار فروپاشی و مشکلات عدیده می شود و همه روابط در حال دگرگونی است و جامعه در آینده با مشکلات زیادی روبرو خواهد بود، به جا است اما در عین حال تغییرات نیز اجتناب ناپذیرند. لذا باید با سیاست های مناسب، ضمن حفظ نهاد خانواده راهی برای هضم تغییرات حاصل از شرایط در دنیای کنونی جست.

در عین حال با احتساب روند ایجاد و رشد پدیده های مورد اشاره کمترین تردیدی در این زمینه که واقعیت جاری با موازین و اصول مندرج در قانون اساسی مغایرت دارد باقی نمی ماند. نکته مهم در این زمینه که نگارنده در مقالات پیشین نیز به آن اشاره داشته آن است که با پیروزی انقلاب، بر اساس این تصور که مسئولیت تمامی پدیده های نامطلوب و غیرقابل دفاع جامعه ایران بر عهده نظام پیشین بوده، مدیران انقلابی بنا را بر آن گذاشتند که نظام اسلامی از این پس می تواند با حذف علت العلل عامل ناکامی های گذشته (رژیم پیشین) به کلی مسیر جامعه ایران را تغییر دهد و جامعه را به سوی آینده ای سرشار از ارزش های دینی و کاملا مغایر با نظام پیشین هدایت کند، چنین نشد.
 
منبع: ماهنامه ایران فردا، سعید مدنی
برچسب ها:
خانواده, ازدواج, طلاق, ازدواج سفید, زنان سرپرست خانوار, کودکان کار, خشونت خانگی,
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج