صفحه اصلي > شرح خبر 


Share
کدخبر: ١١٧٨٦
تاريخ انتشار: ٠٦:١٣ - 1397/01/18
خطر جدی شکاف ها در ایران
دکتر حیدرپور، جامعه شناس و استاد دانشگاه وجود شکاف جنسیتی، سیاسی، قومی و طبقاتی در جامعه ایران را نه تنها محرز بلکه خطری جدی می داند و تأکید می کند مهم ترین قدم و گامی که کارگزاران ما می توانند بردارند این است که نخبگان حاکم و غیر حاکم به یک اجماع برسند تا ثبات در جامعه ایجاد کنند و سپس با سرمایه گذاری به جهانیان نشان دهیم که ما به دنبال تنش در منطقه نیستیم.
خطر جدی شکاف ها در ایران، سبک زندگی، لایف استایل، lifestyle ،life style، آی سبک

به گزارش آی سبک، او در میان شکاف های موجود در جامعه ایران، شکاف طبقاتی را مهم تر و خطرناک تر عنوان می کند و می گوید: وقتی اشتغال نباشد طبیعتاً جوانان جامعه ما عملاً بیشتر محروم می شوند و در نتیجه شکاف طبقاتی تشدید پیدا می کند. وجود فساد در جامعه باعث می شود عده محدودی رانت خوار شوند و زندگی مجللی داشته باشند و از منابع کشور اختلاس کنند و همین مساله باعث می شود که جامعه محروم تر و شکاف بیشتر گردد؛ به عبارت دیگر اگر فساد اقتصادی و فساد در جنبه های مختلف بیشتر صورت گیرد، شکاف بیشتر می شود.

متن گفت وگو با دکتر حیدرپور به شرح زیر است؛

 با توجه به مساله شکاف در علم جامعه شناسی، اگر بخواهیم تحلیلی از این مساله در جامعه امروز ایران داشته باشیم چیست؟ جامعه ایران از چند نوع شکاف در رنج است و هر کدام تا چه اندازه در وضعیت بحران یا چالش برانگیز قرار دارد؟

وجود شکاف های اجتماعی در جامعه امری عادی است، ما نمی توانیم شکاف ها را به طور کامل از بین ببریم، اما متأسفانه جامعه ما در چند دهه اخیر با شکاف های متعدد و به شکل آنومی و آنچه دورکیم می گوید روبه روست. اگر بخواهیم به ترتیب اهمیت شکاف ها را فهرست ورزی کنیم، به نظر من شکاف طبقاتی مهم ترین شکافی است که در سطح جامعه وجود دارد. چنانچه شکاف طبقاتی در جامعه عمیق شود، این امر برای جامعه پیامدهای زیانبار اجتماعی دارد.

طبقه متوسط در دوره پهلوی دوم شکل گرفته بود، در آن دوره ما توسعه اقتصادی داشتیم، ولی توسعه سیاسی نداشتیم.

پهلوی دوم طی استبدادی که اعمال کرده بود مشارکت سیاسی را سخت کرده بود و به دلیل ایجاد همین شکاف، انقلاب شکل گرفت، ولی بعد از انقلاب به دلیل جنگ و عدم توجه کارگزاران به اینکه کشور ثباتی برای سرمایه گذاری داشته باشد، طبقه متوسطه ما بسیار آسیب دیدند، طبقه متوسط نقش بسیار مهمی در بالانس و ثبات جامعه دارد ولی ما می بینیم که به دلایل مختلف به مساله ایجاد ثبات برای جامعه توجه نمی شود تا سرمایه گذاری صورت گیرد و طبقه متوسطی که به دلایل مختلف از جمله جنگ تضعیف شده بود دوباره جان بگیرد. این شکاف طبقاتی بسیار مهم است، بعد از این شکاف طبقاتی ما مساله جوانان جامعه را داریم، جوانان چشم انداز مثبتی باید داشته باشند و این مساله زنجیره وار با سایر مسایل ارتباط پیدا می کند. جامعه ما با بحران اشتغال روبه رو است و می بینیم که ما یک گریز داریم از سوی جوانانی که استعداد دارند و تحصیلاتی را دیدند ولی جایگاه متناسب با خود را پیدا نمی کنند و فرصت های شغلی که شایسته آنهاست در جامعه به دلیل عدم سرمایه گذاری وجود ندارد و در نتیجه ما یک فرار عجیبی داریم برای رفتن به کانادا و استرالیا و دیگر کشورهای توسعه یافته، ما کلنی های زیادی از ایرانیان داریم که در کشورهای توسعه یافته وجود دارند و این مساله ناشی از بحران عدم اشتغال است.

مساله دیگر شکاف جنسیتی است که جامعه ما از آن رنج می برد ما بعد از انقلاب به دلیل اینکه فرصتی ایجاد شد و زنان ما بیشتر از مردان وارد آموزش عالی شدند، ولی ورود زنان بعد از انقلاب بسیار گسترده بود، ما می بینیم که ورودی دانشگاه های عالی نزدیک به ۷۰ درصد زنان و دختران جامعه هستند، وقتی اینها دوره عالی می بینند مطالباتی دارند، اما ما بعد از انقلاب دچار یک پارادوکس اجتماعی در مورد زنان شدیم، از یک طرف آنها را تشویق کردیم که وارد آموزش عالی شوند و وقتی دختران وارد آموزش عالی شدند متوجه شدند که افکار آنان جهانی می شود در نتیجه مطالباتی آن جایگاه هایی که زنان و دختران در جوامع توسعه یافته دارند را می خواهند و درست هم هست، ولی از یک سوی دیگر کارگزاران فرهنگی ما به زنان توصیه می کنند که مادر بودن مهم تر است، این تناقض است، زنان آگاهی اجتماعی و جنسیتی پیدا کنند و به آن مساله برسند که تقسیم کار جنسیتی که ایجاد شده امر آسمانی و اذلی نیست بلکه امری اجتماعی است، آنها هم مورد سوال قرار می گیرند و در نتیجه جوانان به حق می خواهند در جایگاه های اجتماعی حضور داشته باشند و در نتیجه به خاطر ساختار مرد سالار بودن جامعه دچار مشکل می شوند و این مطالبات زنان یک انباشتی می شود. می گوییم قوانینی که در مورد زنان وجود دارد، مردانه است و ما نقشی در پدید آمدن این قانون نداشتیم، در نتیجه این مساله مورد چالش قرار می گیرد که عملاً شاهد آن هستیم.  مطالبات زنان فراوان و به حق است، از ابتدایی ترین تا بالاترین مساله که تصدی جایگاه های مهم است مانند قضاوت، زنان قبل از انقلاب می توانستند جایگاه قضاوت داشته باشند، ولی اکنون این مساله ممنوع است یا برابری حقوق و دستمزد و مسایل بسیار دیگری که همه می دانند و یک نوعی از شکاف است.

معضل دیگر بحران زیست محیطی است، جامعه با این معضل هم درگیر شده و به دلیل مدیریت ناکارآمد بوده است. جامعه ما با بحران آب روبه رو است، دریاچه ارومیه ای که همین مدیریت ناکارآمد با دادن مجوزها برای حفر چاه و مسایل دیگر باعث شده دریاچه خشکیده شود یا سدهای کارشناسی نشده زدند، همه اینها یک بحران بزرگ دیگری را بر جامعه ما تحمیل کرده است. نمی خواهم با این همه بحرانی که ذکر کردم نا امیدی را به جامعه تزریق کنم همیشه در صحبت هایم سعی می کنم به جوانان امید را تزریق کنم. کارگزاران سیاسی دولت که با شعار تدبیر و امید بر سر کار آمدند باید شعارهای خود را در عمل نشان دهند، ثابت شده که با شعار کار درست نمی شود، ما چندین سال است که شعار مبارزه با فقر و فساد و تبعیض را می دهیم در صورتی که می بینیم آمارها نشان از این دارد که درصد این مسایل بالاتر می رود. چرا اینطور شده؟ برای اینکه ما به صورت عملی گام بر نداشتیم ما به دنبال راهکارهای علمی و عقلانی نرفتیم.

به نظر من مهم ترین قدم و گامی که کارگزاران ما می توانند بردارند این است که نخبگان حاکم و غیر حاکم به یک اجماع برسند تا ثبات در جامعه ایجاد کنند. سپس با سرمایه گذاری به جهانیان نشان دهیم که ما به دنبال تنش در منطقه نیستیم و این مساله را باید در عمل نشان دهیم. کسانی در مسند قدرت حضور دارند و می خواهند به ما آسیب بزنند و ما باید قوی شویم، برای قوی شدن راه های مختلفی هست، نمونه جامعه ای که می توانم در این مورد مثال بزنم ژاپن است، ژاپن یک قدرت برتر نظامی در دنیا بود، روسیه را از لحاظ نظامی شکست داده بود، آمریکا را از لحاظ نظامی فلج کرده بود، اما آمریکا با استفاده از دو بمب اتم، دو شهر ژاپن را ویران کرد، ژاپن چه کرد و چگونه با آمریکا برخورد کرد؟ ژاپن از راه صنعتی شدن هر چه بیشتر به عنوان یک قدرت در دنیا مطرح شد و کالاهای ژاپنی بازار آمریکا را در چند دهه در اختیار گرفت. ما باید راهکارهای درست در پیش بگیریم، نمونه های راهکارهای درست برای ما هم بسیار است، ژاپن یک نمونه بود، کره شمالی و کره جنوبی دو مصداق دیگر از چگونگی روبه رو شدن با جهان و نظم جهانی و ایجاد ثبات در جامعه یا عدم ثبات در جامعه است. جامعه کره شمالی دارد از فقر خُرد می شود و این در حالی است که قدرت نظامی موشک های بالستیک افتخار نیست. کالاهای کره جنوبی در بازارهای آمریکا و اروپا حرف اول را نزند، دوم و سوم هست، این یک نوع قدرت است. ما باید به سوی مسیری برویم که جامعه ما توسعه یافته شود و نسل های آینده زندگی کنند. انسان ها یک بار فرصت زندگی در عرصه این کره خاکی را دارند، اگر این یک بار هم جهنم شود، بسیار ناپسند است.  

 در حال حاضر بنا به گفته بسیاری کارشناسان و جامعه شناسان طبفه متوسط در ایران در حال ریزش به طبفه فقیر است و طبقه فقیر به علت نبود شغل و تورم هر روز فقیر تر و طبقه ثروتمند هر روز ثروتمندتر می شود. به نظر شما شکاف طبقاتی در جامعه ما در چه وضعیتی به سر می برد و در فقدان چه عواملی منجر به تشدید فشارها بر طبقه متوسط و فقیر خواهد شد؟

عوامل بسیار است و یک مورد که شکاف را بیشتر می کند نبود و عدم اشتغال است، وقتی اشتغال نباشد طبیعتاً جوانان جامعه ما عملاً بیشتر محروم می شوند و در نتیجه شکاف طبقاتی تشدید پیدا می کند. وجود فساد در جامعه باعث می شود عده محدودی رانت خوار شوند و زندگی مجللی داشته باشند و از منابع کشور اختلاس کنند و همین مساله باعث می شود که جامعه محروم تر و شکاف بیشتر گردد؛ به عبارت دیگر اگر فساد اقتصادی و فساد در جنبه های مختلف بیشتر صورت گیرد، شکاف بیشتر می شود.

نکته دیگر اینکه وقتی مدیریت کارآمد نباشد، شکاف اجتماعی بیشتر می شود. عوامل فراوان دیگری وجود دارند که باعث تشدید شکاف های مختلف می شوند؛ اگر فرهنگ مردسالار در جامعه باشد، شکاف جنسیتی بیشتر می شود و در نتیجه می بینیم که ۵۰ درصد جامعه ما که زنان هستند دارای مطالبات فراوانی هستند و به عناوین مختلفی به این مطالبات پاسخ داده نمی شود و همین امر یک نوع بی عدالتی است این در حالی است که این مطالبات در مورد زنان جامعه نهادینه و ساختاری شده است. این امر مصداق های فراوان و جایگاه های مختلف اجتماعی دارد که زنان محروم هستند یا در حضور بسیاری از مجامع محروم هستند و همین مساله میان زن و مرد یک نوع شکاف ایجاد می کند و به دلیل همین شکاف جدال صورت می گیرد.

ممکن است که گاهی مطالبات زنان مساله ساز شود، ولی این مطالبات وجود دارد و پس از مدتی انباشته و متراکم می شود و همین امر نه تنها برای کارگزاران و نخبگان حاکم بلکه برای جامعه خطرناک است لذا باید به این دست از مسایل توجه شود قبل از اینکه این مطالبات انباشته و متراکم گردد.

 نظر به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۶ این انتخابات نکات مهمی داشت اما یکی از این نکات وجود دو گفتمان یا دیدگاه شاید تا اندازه ای متضاد بود.  در این میان برخی کارشناسان معتقدند این مساله در انتخابات دور دوازهم ریاست جمهوری حاکی از شکاف در جریان گروه ها، لایه های مختلف جامعه و برخی مسولان و سیاستمداران است. آیا با توجه به این دیدگاه ها می توان صحبت از شکافی عمیق را در میان  بخش های مهمی از جامعه و همچنین مردم و مسولان و حکومت گران دید؟

بله! شکاف میان نخبگان هم وجود دارد. در کشورهای توسعه یافته راه حل، گفت وگو و رقابت آزاد است. اختلاف وجود دارد منتها بر سر تصدی جایگاه های مختلف و راهکار، رقابت آزاد است. انتخابات اجتماعی سیاسی در کشورهای توسعه یافته مهم ترین رقابت بین احزاب است، احزاب مستقل به صورت آزادانه با هم رقابت می کنند و باعث می شود که یک نوع دیالوگ و گفت وگو وجود داشته باشد و مسالمت آمیز از این مساله عبور کنند؛ این مساله یک امر پذیرفته شده است، ولی در برخی از جوامع در حال توسعه، این مساله پذیرفته شده نیست و آن را به صورت جنگ نرم می بینند در حالی که باید رقابت آزاد وجود داشته باشد و جا به جایی در جایگاه های قدرت صورت گیرد تا نخبگانی که حاکم هستند خود را دائمی نکنند و نخبگان غیر حاکم هم بدانند که در یک رقابت آزاد می توانند بیایند و آن جایگاه ها را تصدی گری داشته باشند. این مساله باید جا بیفتاد و بحث مردم سالاری و دموکراسی تحقق یابد چرا که دموکراسی تحت هر برچسبی امر مهمی است و باید پذیرفته شده باشد که مسایل، جایگاه دائمی نیست و نخبگان دیگر هم این فرصت را دارند و می توانند به یک رقابت آزاد بیایند.

 ایران به لحاظ قومیتی مذهبی و فرهنگی یکدست نیست و این تنوع و تکثر خود موجب تشکیل کلونی هایی می شود که در مفیاس های کوچک و به هم پیوسته ای قرار می گیرند ولی زمانی که در عرصه کلان می آینده می تواند دستخوش چالش هایی شود. مثلا توقعات و انتظارات قومیت ها اقلیت ها و جسنیت ها را برانگیرد و در صورت عدم تحقق مطالبات حتی منجر به اعتراضاتی نیز بشود. شکاف های مربوط به این موضوعات را چطور ارزیابی می کنید و برای اینکه بتوان چنین شکاف هایی ترمیم یابد چه باید کرد؟

وجود تنوع قومی در صورتی می تواند فرصت باشد که از منابع مختلف استفاده شود، این منابع ممکن است منابع اقتصادی، امکانات و فرهنگی باشد؛ لازم است که این منابع در دسترس اقوام مختلف قرار گیرد و فرصت مشارکت در بازه های مختلف سیاسی و اجتماعی به این اقوام داشته شود و به آنها برچسب زده نشود، اگر در توزیع امکانات مختلف یک عدالت وجود داشته باشد می تواند یک فرصت باشد. چنانچه جامعه ایران از گذشته دور دارای تنوع قومیتی بوده و میان همه آنها حس  همزیستی وجود داشته است. در شناهنامه های مختلف مانند شاهنامه فردوسی می بینیم که اقوام مختلف حضور دارند، ولی به طور کلی اگر توزیع امکانات درست صورت نگیرد و اقوام ما حس کنند که مورد تبعیض و بی عدالتی قرار گرفتند این مساله می تواند تهدید باشد. ما نگاه کنیم که آیا استان هایی مانند سیستان و بلوچستان یا کردستان ۵۰ درصد امکاناتی که در تهران هست را دارند؟ آیا برخی اقوام در داشته های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مشارکت دارند؟ ما باید با این مسایل به درستی برخورد کنیم و اگر چنین نکنیم، می تواند موجب ایجاد شکاف شده و یک نوع تهدید محسوب می شود.

 رفع هر کدام از این مطالبات خود موجب بروز مطالبات دیگر و عمیق تر و بالتبع آن اختلافات نخواهد شد؟

خیر! من معتقد نیستم که مطالبات را بیشتر می کند، از زاویه دیگر به این مساله نگاه کنیم و آن اینکه با پاسخگوی مطالبات آنان، به این نتیجه می رسند که به فکر آنها هستند. حاکمیت و کارگزاران سیاسی باید طوری حرکت کنند که توانمندی آنان را بیشتر کنند تا قدرت پاسخگویی بیشتر شود لذا پاسخگویی مطالبات به روز آنان نه تنها منفی نیست بلکه مثبت است.

همانطور که می دانید جامعه ایرانی از بسیاری مسایل در حوزه آموزش های فراگیر و عمومی محروم است. ففدان مفاهیمی همچون کار گروهی و مشارکت اجتماعی، گفت وگو و مفاهمه و مصالحه در امور، ادب و آداب هر امر اجتماعی و اخلاقی و کاری، قانونمداری و …در میان طیف وسیعی از گروه های مختلف اجتماعی و سیاسی و دینی نشان می دهد که این مفاهیم به درستی تعمیق نشده و شاید مهم ترین دلیل آن این است که آموزش و تجربه اندوزی نشده است. به نظر شما در فقدان این مفاهیم و کارکردهای آن در جامعه چه اندازه انواع شکاف ها بروز و در آینده می تواند خطر آفرین باشد؟

اگر پاسخ گفته نشود، انباشتگی آنها می تواند باعث آسیب رساندن جدی به جامعه شود و ممکن است که همین ساختارهای محدودی هم که داریم همه متلاشی شود و در نتیجه جامعه ضرر می بیند. من می گویم که در جامعه باید گام های عملی در جهت کاهش این شکاف ها برداشته شود. نباید صورت مساله را پاک کنیم بلکه باید در پاسخگویی به مطالبات اجتماعی اقدام عملی داشته باشیم یعنی باید در مورد شکاف هایی که وجود دارد به ترتیب اولویت، برنامه ریزی کنیم و راهکار ارایه دهیم و در آن مسیر قدم و گام برداریم. من معتقدم هرکدام از شکاف هایی که در جامعه ایران وجود دارد، راهکارهایی دارد. باید از نخبگان دعوت کنیم تا در ارایه این راهکارها کمک کنند؛ اگر اعتماد به نخبگان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی داشته باشیم، هرکدام می توانند راهکاری ارایه دهند و گام عملی برداریم؛ خودمان راسرگرم بازی های سیاسی نکنیم یا در بازی های جهانی کشورهایی که ممکمن است برای ما چاله هایی بِکَنند نرویم و در مسیری باشیم که جامعه خودمان در اولویت باشد. ایجاد ثبات بسیار مهم است، ما می دانیم که خیلی از کشورها بودند که با شعار و جنگ پیش رفتند، ولی امروز متوجه شدند که اشتباه کردند، باید در مسیر وفاق جهانی حرکت کنیم و هماهنگ باشیم، از کشورهایی مانند ژاپن درس بگیریم، ژاپن بدترین آسیب را از سوی آمریکا دید، اما با حرکتی درست قدرت دوم شد و با آمدن چین در عرصه اقتصادی و جهانی در مرحله سوم اقتصادی قرار گرفت.

واقعاً کره جنوبی با چه راهکاری پیش رفته که تمام کالاهای آن در جهان فروش می رود و شکاف های طبقاتی و اجتماعی کره جنوبی به حداقل رسیده است؟ یا کشور مسلمانی مانند مالزی چه کرده که تولید ناخالص ملی بالا رفته و رفاه ایجاد کرده و شکاف طبقاتی اجتماعی کم شده است؟ ما باید از این کشورها و جوامع این چنینی درس بگیریم و جامعه و رفاه مردم را در اولویت قرار دهیم و از نخبگان دعوت کنیم و مطمئن باشیم که نخبگان در مورد تاریخ، شرایط و عملکرد کشورهایی که نام بردم، تحقیق کردند و می توانند راهکار نشان دهند. کارگزاران ما باید به نخبگان اعتماد کنند، اگر نخبگان انتقاد می کنند به آنها برچسب نزنیم، بدانیم که آنها دلسوز کشور هستند به همین دلیل به آنها اعتماد کنیم و با همکاری با یکدیگر طرح هایی ایجاد کنیم تا جامعه رو به جلو برود و درجا زدن نباشد. اگر انباشت مطالبات و پاسخگویی باشد ممکن است که جامعه دچار آسیب جدی شود لذا ما باید زودتر به فکر باشیم و گام های عملی برداریم.

در حال حاضر طبق شواهدی که موجود است و نگرانی هایی که کارشناسان از این موضوع دارند این است که جامعه ایران در تلاطم های داخلی و خارجی مهمی قرار دارد. مهم ترین این موارد در عرصه داخلی بیکاری، مساله بحران آب و خشکسالی گسترده، هجوم به شهرها و افزایش آسیب های اجتماعی ناشی از طلاق و اعتیاد و عدم اشتغال است. در عرصه خارجی نیز که مساله برجام و عدم ثبات همسایگان اختلافات ایران و عربستان و بحث تحریم هاست. اما سوال اینجاست با توجه به وجود چنین مشکلاتی آیا به نظر شما مساله شکاف های اجتماعی سیاسی و فرهنگی در ایران سال آینده همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند؟ یا تعمیق تر خواهد شد؟

فعلاً که باقی است و تمام این شکاف ها در حال عمیق تر شدن است و گام های عملی که به منظور رفع شدن این شکاف ها باشد را مشاهده نمی کنیم، ولی این دلیل نمی شود که نا امید شویم ما باز هم فرصت داریم که عقلانیت را حاکم کنیم. در بحث برجام عقلانیت ما سبب شد که قراردادی بسته شود به طوری که یک قدرت بزرگ بگوید که این بدترین قراردادی بود که آمریکا آن را امضا کرد. این یک نوع هوشمندی و عقلانیت کارگزاران است، این عقلانیت در بحران زیست محیطی و بحران آب که با آن مواجه هستیم نیز می تواند نتیجه مثبتی داشته باشد، متأسفانه آنقدر مجوز چاه دادند و سدهای بدون کارشناسی  ایجاد شده که دریاچه ارومیه خشک شده، این دست از مسایل نشان می دهد که عقلانیتی در کار نبوده است.

در خصوص شکاف طبقاتی و مذهبی و سیاسی آیا این شکاف ها منجر به تعییرات اساسی در آینده خواهد شد یا مولفه هایی وجود دارد که این شکاف ها را سیال تر و در حرکت قرار می دهد؟

اگر عقلانیت به کار ببریم می توانیم شکاف ها را کاهش دهیم، ولی اگر عقلانیت به خرج ندهیم و دنبال مسایل دیگری باشیم، رفاه مردم ایجاد نخواهد شد و هر روز این شکاف ها بیشتر می شوند.

اخیرا اقای جهانگیری در تعریف مشکلات به وجود آمده ناشی از انباشت متولدین دهه شصت مطالبی عنوان کردند که برای برخی از اهالی دهه شصت چندان خوش نیامد ولی به نظر می رسد واقعیت هایی در این خصوص وجود دارد که قابل کتمان نیست. از جمله انباشت در زمان دانشگاه و سپس اشتغال. به نظر شما این مشکلات موجود مربوط به متولدین دهه شصت چه اندازه به ایجاد شکاف ها و نابرابری ها اقتصادی موجود منجر شده است؟

هر چه می گذرد متقاضیان بیشتری وارد بازار کار می شوند، جهانگیری معاون اول رییس جمهوری می گوید «هر چه بدبختی ما داریم از دهه ۶۰ است» البته این عزیز ما نیت بدنی نداشته و منظورش این بوده که این نسل نیاز به کار و رفاه دارند و باید برنامه ریزی داشته باشیم. اتفاقاً حضور این نسل در سطح جامعه و تلاش برای برطرف کردن نیازهای آنان می تواند فرصت باشد. اگر اشتغال ایجاد کنیم، باعث می شود که تولید ناخالصی ما بالا رود، ولی اگر اشتغال ایجاد نکنیم یک تهدید است و انواع ناهنجاری مانند بزهکاری و مصرف مواد مخدر و انواع دلایل سازمان یافته را سبب می شود، ولی اگر برنامه ریزی و اشتغال باشد باعث قدرتمند شدن جامعه ما می شود. اشتغال هم با داد و فریاد و شعار ایجاد نمی شود، باید در جامعه ثبات ایجاد کنیم و فرصت سرمایه گذاری را فراهم کنیم. مائو در چین علیه گنجشک‌ها اعلانِ جنگ کرد. طبق عقیده مائو گنجشک‌ها غلات مزرعه‌ها را می‌خورند و مردم را از حاصل کار و زحمتشان محروم می‌کردند. پس در کنار موش ها، پشه ها و مگس ها، گنجشک ها هم یکی از چهار گونه‌ای هستند که باید نابود شوند. مبارزه علیه گنجشک‌ها یکپارچه و کامل بود. هزاران نفر شروع به شلیک به گنجشک‌ها در آسمان کردند. لانه‌های گنجشک‌ها ویران شد، تخم‌هایشان شکسته شد و جوجه‌هایشان کشته شدند. کودکان نیز با شکار گنجشک‌ها با تیرکمان به مبارزات کمک می‌کردند.همچنین برای جلوگیری از فرود گنجشک‌ها به مزرعه‌ها، تمام اهالی شهر درحالی‌که ناقوس‌هایی را به صدا درمی‌آوردند و بر طبل‌های عظیمی می‌کوبیدند و فشفشه به هوا می‌فرستادند، به‌سوی حومه‌ها رژه میرفتند. عاقبت، جسد بی‌جان گنجشک‌ها از آسمان فروریخت. آمار نفس‌گیر موفقیت‌های مبارزات علیه گنجشک‌ها، فی‌الفور به پناهگاهِ مائو در شهر ممنوعه ارسال شد. تنها در عرض یک روز، مردم شانگهای ۱۹۴۴۳۲ گنجشک را کشتند و در عرض یک‌سال بیش از یک میلیون گنجشک کشته شدند. عاقبت در سراسر چین گنجشک‌ها به مرز انقراض رسیدند. در همین زمان، ناگهان خطای مائو آشکار شد؛ معلوم شد گنجشک‌ها دقیقاً به اندازهٔ غلات، از حشراتی چون ملخ نیز تغذیه می‌کردند. وقتی در سال‌های ۱۹۶۰، ملخ‌ها شروع به نابودی محصولات کشاورزی کردند، جرائمِ گنجشک‌ها بخشوده شد و ساس ها جای آن‌ها را در لیست دشمنان مردم گرفتند. اما تا چندسال یکی از واردات چین از اتحاد شوروی گنجشک زنده بود تا دوباره تعادل را به طبیعت برگردانند و جمعیت حشرات را با افزایش تعداد گنجشک ها کنترل کنند. پس از مائو، دنگ ژیائوپینگ بر سر کار آمد و سیاست متفاوتی ایجاد کرد، سرمایه گذاران را دعوت کرد که سرمایه گذاری کنند، آمریکایی ها سرمایه گذاری کردند و در نهایت طوری شد که رشد بالای ۱۰ تا ۲۰ درصدی به وجود آمد و ۴۰۰ میلیون انسان در طول ۳۰ سال از باتلاق فقر بیرون کشید و اکنون چین با یک سیاست های درست و ثبات دومین کشور اقتصادی در جهان شده و در حال حاضر چین از لحاظ اقتصادی لیبرال تر از هر کشور لیبرالیستی است. چین پول نداشت سرمایه گذاری کند و از سرمایه گذارهای کشورهای مختلف دعوت کرد، این در حالی است که ما ۴۰ میلیون آماده به کار داریم و راحت می توانیم بستری ایجاد و تنش زدایی به صورت عملی داشته باشیم،

برای تحقق این امر هم لازم نیست کشورهای مختلف را تهدید کنیم. در کشور ما لایه های مختلف حاکمیت وجود دارد که بایستی این لایه ها با هم هماهنگ باشند و یک دیپلماسی درستی داشته باشیم و دنبال ثبات جهانی حرکت کنیم و سرمایه گذاری شود. من یادم هست که در سال های ۵۳ تا ۵۵ شرکت های مختلف کارگزینی از افراد می خواستند که در کارخانه ها کار کنند، برای آنها سرویس ایاب و ذهاب و غذا هم وجو داشت، اکنون که این مسایل را برای جوانان تعریف می کنیم مثل یک رویا می بینند. ما در دوره پهلوی دوم توسعه اقتصادی داشتیم، ولی توسعه سیاسی نداشتیم و انسداد وجود داشت، اما باز هم می توانیم توسعه اقتصادی داشته باشیم. ۴۰ میلیون متقاضی کار چیزی نیست که نتوانیم پاسخگو باشیم، منتها راهکار دارد. ما نگوییم که اگر سرمایه گذاری کنند و اشتغال زیاد شود، تهاجم فرهنگی صورت می گیرد، اگر دنبال این هستیم که به هر چیزی برچسب بزنیم، نه تنها نمی توانیم مشکلات را برطرف کنیم بلکه مشکلات بیشتری نیز پیدا می کنیم، اما اگر به عقلانیتی برسیم که سود سرمایه گذاری خارجی بیشتر از مضرات آن است، آن زمان شکاف ها را کم می کنیم. ما باید در بازی بُرد – بُرد قرار بگیریم، نمی توانیم از سرمایه دار دعوت کنیم و بگوییم که دادگاهی حکم دهد و اموالش را مصادره کند باید اطمینان داشته باشد و پول و سود خود را ببرد یعنی یک رقابت بازار آزاد باشد، بازار مافیای وجود نداشته باشد و همچنین بازار دست قدرت های نظامی نباشد. اقتصاد، فضای شفافی داشته باشد تا همه سرمایه گذاری کنند و رقابت باز باشد؛ اگر به این صورت حرکت کنیم، می توانیم شکاف ها را کم کنیم.

منبع: شفقنا

برچسب ها:
شکاف طبقاتی, شکاف نسل ها, عدالت, فاصله طبقاتی, فقر, تبعیض, رانت, اختلاس, سلامت اقتصادی, سبک زندگی, لایف استایل, lifestyle ,life style, آی سبک,
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




پربيننده ترين ها