صفحه اصلي > شرح خبر 


Share
کدخبر: ١١٢٥١
تاريخ انتشار: ٠٨:١٧ - 1396/10/26
ضرورت احیای یک آموزه دینی مهجور
سه روز، روزه گرفته اند، توبه کرده اند و اگر حقی بر گردنشان بوده است ادا کرده اند و حالا دسته دسته با پای برهنه و لباس هاى ساده، همراه کودکان، پیرمردان و حتى حیوانات به‏ صحرا آمده اند تا شامل رحمت‏ خدا قرار گیرند و نماز طلب باران بخوانند.
ضرورت احیای یک آموزه دینی مهجور

به گزارش آی سبک، یکی از دستورات دینی این است که هنگام خشکسالی و قحطی مردم نماز استسقاء (طلب باران) بخوانند و دعا کنند تا خداوند با باران رحمتش خشکسالی را خاتمه دهد، در طول تاریخ هم بارها مردم همراه بزرگان دینی با برگزاری نماز طلب باران از حضرت حق طلب باران داشته اند. آموزه ای که این روزها مهجور واقع شده است؛ اما به تازگی تصاویری از برگزاری نماز طلب باران در بیرجند و زابل منتشر شده است.

از خطبه امام علی(ع) تا نماز باران امام رضا(ع) در خراسان
در تاریخ، مواقع فراوانى پیش آمده است که مردم به خشکسالى دچار شدند و بزرگان مذهبى بدین وسیله از خداوند درخواست‏ باران کردند. از جمله در جاهلیت مردم به قحطى مبتلا شدند و از عبدالمطلب‏ خواستند که از خدا درخواست‏ باران کند. او حضرت محمد(ص) را که کودکى بود به دوش گرفت و از خداوند طلب باران کرد و دعاى او مستجاب شد.
 
شرایط اقامه نماز باران
یکى از دستورات اسلام این است که هنگام خشکسالى و قحطى دعا کنند تا خداوند به آن ها باران دهد یا نماز «استسقاء»(طلب باران) بخوانند. این نماز دو رکعت است و همانند نماز عید در بیابان انجام مى‏ شود. شرکت کنندگان این نماز در قنوت آن از خداوند باران مى‏ خواهند. البته توصیه اکید شده است که پیش از نماز، همه شرکت کنندگان سه روز، روزه بگیرند، توبه کنند و هر فرد حق دیگرى به گردن دارد، بپردازد. شرکت کنندگان این نماز با پای برهنه و با لباس هاى ساده همراه کودکان، پیرمردان و حتى حیوانات به‏ صحرا مى‏ روند تا بیشتر شامل رحمت‏ خداوند قرار بگیرند.

فرازهایی از خطبه امام علی(ع) برای طلب باران
خطبه صد و پانزده نهج البلاغه، دعایی است که امام علی(ع) برای طلب باران بر زبان آورده است: «خداوندا! کوه هاى ما از بى آبى از هم شکافته و زمین ما به صورت غبار درآمده است. چهار پایان ما در عطش اند و در خوابگاه خویش متحیرند همچون زنان بچه مرده،‏ ناله سر داده‏ و از زیادى رفت و آمد به سوى چراگاه ها و آبگاه ها و نیافتن آب و علف خسته شده‏ اند... الها! هنگامى بیرون آمده‏ ایم که خشکسالى پى در پى به ما هجوم آورده و ابرهاى به‏ ظاهر پر باران به ما پشت کرده‏ اند. تو مایه امید هر بیچاره و حل کننده‏ مشکلات هر طلب کننده، در این هنگام که یاس و نومیدى بر مردم چیره و ابرها از باریدن بازداشته شده و حیوانات بیابانى رو به هلاکت گذارده‏ اند، تو را مى‏ خوانیم‏ و تقاضا داریم که ما را با اعمال مان مؤاخذه نکنى! و ما را به گناهان مان مگیرى. رحمت ات‏ را به وسیله ابرهاى پرباران و بهاران پُرگیاه و گیاهان سرسبز و پرطراوت، بر ما گسترده‏ دار! باران دانه درشت‏ خود را آن چنان بر ما ببار که زمین هاى مرده زنده شوند و آن چه از دست رفته است‏ بازگردد.»

ماجرای نماز باران امام رضا(ع)
در ایامی که امام رضا(ع) در خراسان به سر می برد، مدتی خشکسالی شد و باران نیامد. عده ای از منافقان و حاشیه نشینان مجلس مأمون از این حادثه سوء استفاده و شایعه کردند که چون مأمون، علی بن موسی(ع) را ولیعهد خود کرده است و این امر را خداوند دوست ندارد، به همین خاطر باران قطع شده و برکات الهی نازل نمی شود. مأمون در روز جمعه ای از امام(ع) تقاضا کرد که برای نزول باران و رحمت الهی دعا کند اما امام رضا(ع) فرمود: «روز دوشنبه برای اقامه نماز استسقاء بیرون خواهم آمد زیرا جدم رسول ا...(ص) را به همراه امیرمؤمنان علی(ع) در عالم رؤیا زیارت کردم و پیامبر(ص) به من فرمود: پسرم! تا روز دوشنبه صبرکن و سپس در آن روز به صحرا برو و از درگاه خداوند متعال طلب باران نما! خداوند باران رحمت خود را می فرستد و مردم به عظمت و عزت تو در پیشگاه خداوند پی می برند و به بزرگی مقامت واقف می گردند.» روز دوشنبه فرا رسید. مردم از خانه ها بیرون آمدند، امام رضا(ع) به صحرا رفت و مردم نیز گرد آمدند و چشم به حرکات و سکنات آن حضرت(ع) دوختند. امام(ع) دو رکعت نماز استسقاء را اقامه کرده و آن گاه بالای منبر رفت و در خطبه بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: «خدایا! ای پروردگار من! تو حق ما اهل بیت(ع) را بزرگ شمرده ای. این مردم به ما متوسل شده اند همچنان که خودت فرموده ای و به فضل و رحمت تو امیدوارند و چشم انتظار احسان و لطف تواند. این ها را از باران سودمند و فراوان و بی ضرر و زیان خود، سیراب گردان و این باران را پس از بازگشت آنان به خانه هایشان نازل فرما.» یکی از حاضران در آن اجتماع می گوید: «به خدا سوگند همان لحظه حرکت ابرها در هوا شروع شد و رعد و برق پدید آمد. مردم به جنب و جوش افتادند که تا باران نیامده به خانه های خود برگردند. حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به آنان فرمود: آرام باشید! این ابر برای این منطقه نخواهد بارید به ناحیه دیگری می رود، آن ابر رفت و ابر دیگری به همراه رعد و برق آمد، مردم دوباره خواستند حرکت کنند، امام فرمود: «این ابر نیز به فلان قسمت خواهد رفت.» در حدود 10 ابر به همین ترتیب آمد و از فضای منطقه عبور کرد و هر بار امام(ع) فرمود: «این ابر برای شما نیست. یازدهمین ابر از راه رسید.» امام رضا(ع) فرمود: «این ابر را خداوند متعال برای شما فرستاده است، در برابر فضل و کرم خداوند شکر کنید و به سوی منازل خویش بازگردید تا شما به خانه نرسیده اید باران نخواهد بارید.» آن گاه امام رضا(ع) از فراز منبر پایین آمدند و مردم نیز به خانه هایشان رفتند. در همین هنگام بود که باران شدیدی نازل شد و تمام حوض ها، گودال ها و نهرها را پر کرد. بعد از نزول باران و سیراب شدن زمین از برکات الهی و خوشحالی مردم، حضرت رضا(ع) به میان جمعیت آمد و آنان را موعظه و به شکرگزاری از نعمت های الهی به درگاه پروردگار منان دعوت کرد.

درتهیه این پرونده از خبرگزاری مهر، پایگاه خبری فرهنگ انقلاب اسلامی و سایت makarem.ir استفاده شده است.

منبع: روزنامه خراسان

برچسب ها:
نماز باران, توبه, استغفار, سلامت معنوی, محیط زیست,
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




پربيننده ترين ها