صفحه اصلي > شرح خبر 


Share
کدخبر: ١٠٣٣٩
تاريخ انتشار: ٠٦:٣٧ - 1396/06/20
ده درصد افراد جامعه دچار «بحران میانسالی» می شوند
مردم هر چه هم بگویند واقعیت چیز دیگری است. موهای سپید پرچمدار رسیدن به میانسالی شده اند در آستانه چهل سالگی که به قول مردم اول چلچلی مردانه است. اما شکم برآمده و زانوهایی که زیر بار وزن زیاد خم شده اند حکایت دیگری دارد.
ده درصد افراد جامعه دچار «بحران میانسالی» می شوند

به گزارش آی سبک، نگاهی به پشت سر و نارضایتی روح خسته از یادآوری آنچه می خواست و نشد قصه مردی است که میانسالی را نه با چشم تحول بین که با نگاه بحرانی می نگرد. سالهای پایانی دهه چهارم و آغازین دهه پنجم دری است گشوده به دوران جدیدی از زندگی که برای یکی ابتدای سراشیبی عمر است و برای دیگری زمان بهره وری از هر آنچه تاکنون کاشته است. بحران یا تحول میانسالی واقعیتی است که حدود 10درصد از افراد 35 تا 55 ساله را درگیر می کند. اصطلاح بحران میانسالی برای نخستین بار در سالهای پایانی دهه 70میلادی به کار برده شد. به باور روانشناسان مردان در این سن عاطفی و وابسته تر و زنان خودخواه و پرخاشگرتر می شوند.

تغییرات خلقی میانسالی را جدی بگیرید
دکتر محسن ایمانی، مشاور و عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس درباره این تغییرات در سنین بین 40 تا 60 سالگی که به میانسالی شناخته می شود می گوید: در این سال ها ارگانیسم فرد دچار ضعف هایی می شود و قوای جسمی رو به افول می رود. تغییرات هورمونی، کاهش توان جنسی، کاهش روابط زناشویی و آمادگی بدن برای بروز بیماری هایی مانند کاهش تراکم استخوان، بالا رفتن فشار خون، دیابت، افزایش کلسترول و یا جراحی های سخت تغییراتی است که ممکن است فرد را با تغییر خلق و افسردگی مواجه کند.

وی با بیان اینکه احساس جوانی و یا پیری بیشتر یک مفهوم فرهنگی است و با کلیشه های ذهنی افراد ارتباط مستقیم دارد، خاطرنشان می کند: ممکن است برخی از مردان به خوبی با تحولات میانسالی مواجه شوند و با پذیرش تغییرات جسمی و روحی خود این دوران تبدیل به فرصتی برای تغییرات مفید در زندگی کنند اما گروهی از مردان نیز این تحولات را به دیده مثبت نمی بینند و با مشکلاتی مانند پایین آمدن آستانه تحمل، امکان برانگیختگی بیشتر، افسردگی و تغییرات خلقی دیگر مواجه می شوند.

ایمانی نقش افراد خانواده را درزمینه گذر از این دوران مورد توجه قرار می دهد و می افزاید: توجه بیشتر به وضعیت سلامت مرد، تغییرات رژیم غذایی، کاهش ساعات کاری، افزایش روابط اجتماعی، ورزش و نشاط جسمی و همچنین فراهم کردن شرایطی برای آرامش و نشاط روحی مرد موضوعاتی است که باید در این سال ها از سوی همه افراد خانواده مورد توجه قرار گیرد.

وی یکی دیگر از دلایل بحران میانسالی در مردان را نزدیک شدن به سن بازنشستگی می داند و می گوید: برای بسیاری از افراد کار یکی از دلایل ارزشمندی و معنا بخشی به زندگی است. رسیدن به سن بازنشستگی و ماندن در خانه، سلامت روان مرد را به مخاطره می اندازد. بنابراین باید برای این دوران برنامه ریزی های خاصی تدارک دید تا فرد با انجام یک کار احساس بی فایدگی نکند.

افسرده دل افسرده کند انجمنی را
این استاد دانشگاه با اشاره به احتمال بروز افسردگی در مردان در سال های پایانی دهه چهارم و آغاز دهه پنجم زندگی ادامه می دهد: اگرچه میزان افسردگی در زنان دو برابر مردان است اما مردانی که نشانه هایی مانند کم شدن تمایلات غریزی، تمایل به تنهایی، گریز از جمع، کم شدن تمرکز و میل به گریه دارند باید این علائم را جدی را بگیرند و با مراجعه به یک متخصص و بررسی های روانشناختی برای درمان تلاش کنند.

وی با بیان اینکه یک پدر افسرده همسر و فرزندان خود را نیز در معرض افسردگی قرار می دهد، اضافه می کند: حمایت های خانوادگی و حضور بیشتر در کنار خانواده باعث کاهش استرس های، ایجاد فضایی آرامتر و گذر بهتر از این مرحله برای مردان می شود و آنها را برای گذران پر نشاط و دلپذیرتر سالهای سالمندی آماده می کند.

ارزیابی دستاوردها عامل مهم بحران میانسالی
عبور از جوانی و پای گذاشتن در نیمه دوم عمر فرد را با پرسش های زیادی مواجه می کند. این سالها همان سال هایی است که ممکن است مرد تصمیم به استعفا از کار، تلاش برای ادامه تحصیل و یا ترک همسر بگیرد. تغییرات هورمونی و بیولوژیک در بدن فرد او را از نظر جسمی و جنسی ناتوانتر و دچار بحران های جدی می کند.

دکتر مریم رامشت، روانشناس و استاد دانشگاه درباره بحران میانسالی، می گوید: این اصطلاح در سال های 1965 و 1966 توسط روانشناسانی مانند فروید و یونگ مطرح شد و در دورانی است که فرد از سن جوانی وارد سنین میانسالی و پیری می شود.

وی این وضعیت را یک وضعیت احساسی و مرتبط با احساساتی مانند اضطراب و شک ذکر می کند و می افزاید: در سال های 35 تا 55 سالگی فرد دستاوردهای زندگی و اهداف و آرزوهای خود را ارزیابی می کند. اما این ارزیابی چندان آسان نیست و همین است  که فرد را دچار چالش و بحران می کند و با این پرسش مواجه می سازد که آیا من واقعا به اهداف و آرزوهایی که داشتم رسیده ام؟

این استاد دانشگاه با بیان اینکه یکی از مشخصه های بحران میانسالی این است که فرد حس می کند آنچه به دست آورده با آنچه آرزو داشته انطباق ندارد، خاطرنشان می کند: این موضوع باعث ایجاد افسردگی  در فرد می شود و او را نسبت به آینده پیش رو مضطرب و نگران می کند.

تلاش برای جوان ماندن با تغییر ظاهر
وی با اشاره به شکل گیری احساس ناامیدی در مردان در مواجهه با میانسالی، اضافه می کند: بسیاری از مردان در این دوران دچار نارضایتی جنسی می شوند و نگران هستند که شاید جذابیت های جنسی گذشته را نداشته باشند. البته این احساسات در زنان نیز زیاد دیده می شود که بخش زیادی از آن به باورهایی باز می گردد که جامعه به آنها القا می کند.

دکتر رامشت با بیان اینکه مردان در بحران میانسالی دچار وسواس زیادی نسبت به شیوه لباس پوشیدن، آرایش مو و به طور کلی ظاهر خود می شوند، می گوید: این رفتارها یک مکانیسم دفاعی است که فرد تلاش می کند با تغییر ظاهری خود مقبول تر و معقول تر به نظر برسد. مرد با احساس اینکه دیگر جذابیت گذشته را ندارد به سمت دوران جوانی باز می گردد.

وی تغییر در روابط و برقراری رابطه با افراد کاملا متفاوت را یکی دیگر از خصوصیات شایع در بحران میانسالی ذکر می کند و ادامه می دهد: در این دوران مرد تلاش می کند در برنامه ها، تفریحات و مجالسی شرکت کند که در دوره جوانی داشته و همه اینها باعث می شود در برخی موارد در رابطه با همسر خود نیز دچار مشکل شود و حتی نسبت به تغییرات شریک زندگی خود شک می کند. احساس اینکه همسرش، او را پیر و غیر جذاب می بیند ممکن است باعث شود مرد به روابط عاطفی جدید کشیده شود. به سمت زنان دیگر برود.

این روانشناس با بیان اینکه این وضعیت در تعداد قابل توجهی از مردان مشاهده می شود، ادامه می دهد: این نیز مکانیسم دفاعی است که اگر مردی از ظاهر خود در دروان میانسالی راضی نباشد و یا شریک زندگیش را با خود همدل نداند و احساس کند او تغییر کرده ممکن است رخ دهد ضمن اینکه می تواند به افسردگی مرد نیز بینجامد.

افزایش رفتارهای پر خطر در افراد دچار بحران
وی بروز زمینه های افسردگی را یکی از دلایل کشیده شدن مردان به رفتارهای پرخطر مانند اعتیاد و قمار در دوران میانسالی می داند و خاطرنشان می کند: برخی از افراد درگیر در این بحران احساس می کنند باید زندگی خود و شرایط کسالت بار عادی را تغییر دهند. در نتیجه ممکن است دست به اقدامات پر هزینه ای مانند خرید یک ماشین گرانقیمت یا خرید یک خانه بزرگتر بزنند که هزینه های زیادی را به خانوده تحمیل می کند.

دکتر رامشت با بیان اینکه برخی از این اقدامات با هدف رسیدن به رویاها و خواسته های دوران کودکی است، می افزاید: یکی از دلایل بروز بحران میانسالی شرایط نامطلوب دوران کودکی است. کسی که دوره کودکی خود را یک دوران از دست رفته می بیند ممکن است برای رسیدن به رویاهای آن مقطع هزینه های زیادی کند و این هزینه ها را به خانواده تحمیل می کند. بنابراین هرچقدر فرد در دوران کودکی و نوجوانی زندگی متعادلتری داشته باشد و احساس کند به اندازه کافی بازی کرده، شاد بوده احترام او حفظ شده، تحقیر نشده، مورد توهین قرار نگرفته، انمکان بروز احساسات داشته و در خانواده های آسیب دیده رشد نکرده، کمتر دچار بحران میانسالی می شود.

ده درصد از افراد دچار بحران میانسالی می شوند
وی با تاکید براینکه بحران میانسالی از یک شکل طبیعی شروع می شود و در بخی افراد حاد و شدید می شود، ادامه می دهد: برخی تغییرات و تلاش برای زندگی بهتر در دوران میانسالی یک موضوع عادی است اما بحران جدی که با تغییر سبک زندگی فرد و بروز رفتارهای پر خطر اتفاق می افتد، ممکن است 10درصد از افراد جامعه را درگیر کند و در مردان نیز بیشتر دیده می شود.

این روانشناس با اشاره به لزوم آگاهی فرد و اطرافیان وی به ویژه همسر از خصوصیات بحران میانسالی، اظهار می کند: شخص و اطرافیان وی باید این دوران را بشناسند و آن را به عنوان یک واقعیت بپذیرند. خودداری از تحقیر، توهین و قضاوت و همدلی با  مرد در این دوران از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

وی با بیان اینکه خود فرد نیز باید از ویژگیهای بحران میانسالی اطلاعات کافی داشته باشد، می افزاید: لازم است فرد آگاهی خود را نسبت به این مساله افزایش دهد ودرک درستی از آن داشته باشد تا قبل از هر گونه تغییر اساسی در زندگی به خوبی فکر کند. خرید های پر هزینه، تغییر ظاهر و یا ترک رابطه عاطفی مسائل مهمی است که می تواند شرایط روحی فرد را بد کند و فرد پس از انجام تصمیم خود متوجه شود که در دوران بحرانی چنین تصمیم گرفته است.

این روانشناس بر لزوم صحبت کردن با یک متخصص در مورد این شرایط تاکید و خاطرنشان می کند: بهتر است راجع به این شرایط با کسی صحبت کنیم چون کنار آمدن با آن دشوار است و تصمیم گیری و فکر کردن نیز در این وضعیت سخت است. فرد در این دوران نباید رفتارهای انتحاری داشته باشد و لازم است زمانی که متوجه تغییر روحیه و بحران شد با راهنمایی از یک مشاور در مورد ایده ها و افکار خود صحبت کند.

به گفته دکتر رامشت، اینکه ما بخواهیم محرومیت های گذشته را امروز جبران کنیم طبیعی است اما اینکه به چه شیوه ای و در چه ابعادی عمل کنیم تا به خود و دیگران آسیب نرسانیم موضوعی است که باید  بیشتر در مورد آن فکر کرد.

قضاوت ممنوع
دکتر رامشت با بیان اینکه مردانی که در بحران میانسالی قرار دارند باید در مورد احساسات و افکار خود با همسرشان صحبت کنند، اضافه کرد: همسر فرد نیز باید شنونده خوبی باشد و رفتارهای مرد را قضاوت نکند.

این روانشناس به افرادی که دچار بحران میانسالی شدند توصیه می کند که باید افکار و احساسات خود را در جهت مثبت به کار گیرند و می گوید: لزوما همه تغییرات در سنین بحران میانسالی بد نیست. بسیاری از افراد در این دوران به کارهای خیرخواهانه وارد می شوند که این خود یک نگاه مثبت است. همچنین می توان این احساسات را با کمک کردن به دیگران و منشا اثر بودن برای آنها جبران کرد. افراد باید از افکاری که آزارشان می دهد بیرون بیایند و با فعالیت های جدید، سفر، ورزش،  حضور در گروه های مختلف اجتماعی و مواردی از این دست در زندگی خود تنوع ایجاد کنند.

وی با بیان اینکه هر چقدر فرد در گروه های بیشتری باشد و دایره ارتباطاتش افزایش یابد کمتر درگیر تبعات این بحران می شود، اظهار می کند: مردان در این دوران می توانند کارهای مثبتی برای خودشان انجام دهند. کارهایی که دیگران را آزار نمی دهد. اما باید واقع بینانه و بر اساس سنجش توانایی هایشان کار کنند. آنها می توانند با افرادی که این تجربه داشتند صحبت کنند و با کمک گرفتن از یک متخصص مهارت های زندگی مانند کنترل خشم، کنترل استرس، حل مساله و مقابله با افکار منفی را بیاموزند و به این ترتیب بحران میانسالی را به درستی مدیریت کنند.

در مواردی به مداخلات دارویی نیاز هست
وی به احتمال بروز افسردگی در برخی از افراد دچار بحران میانسالی اشاره می کند و می افزاید: در این دوران فرد ممکن است نشانه هایی از افسردگی بروز دهد و دچار حالت هایی از غم و اندوه شود که در این صورت باید مداخلات دارویی صورت گیرد. به ویژه که در این سن شاهد شروع برخی بیماری های جسمانی مانند مشکلات قلبی، بیماری های گوارشی و مشکلات پروستات در مردان هستیم که اینها نیز می تواند فرد را افسرده و از مسیر زندگی طبیعی خارج کند بنابراین باید دارو درمانی مورد توجه قرار گیرد.

دکتر رامشت در عین حال تاکید دارد: اول باید در مورد این احساسات با روانشناس صحبت کرد تا او تشخیص می دهد به دارو درمانی نیاز هست یا خیر؛ اما بیشتر این افراد بیشتر به صحبت کردن و یادگیری تکنیک های رسیدن به بهداشت روان نیاز دارند که این نیز طبیعتا باید توسط یک مشاور متخصص انجام شود و اعضای خانواده به تنهایی نمی توانند فرد دچار بحران میانسالی را درمان کنند.

منبع: شفقنا

برچسب ها:
میانسالی, افسردگی,
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




پربيننده ترين ها